خودت را میزنی به بیخیالی... همکلاسیت آهنگ جدید خواننده را پخش میکند... بغض میکنی ... توی دلت آرام نجوا میکنی همه اش فریب بود... برای رسیدن به تنم... باز بغض گلویت را میفشارد... آخر تو عاشق بودی... عاشقانه دل دادی... شاهدش اشکهای بی موقعت... شاهدش همانکه تویی که همیشه لجباز و اخمالو بودی صدایش را که میشنیدی نرم میشدی... شاهدش روزهایی که با رویاش به خواب میرفتی... تویی که چهار ساعت خواب شبانه روزت بود به یاد او میخوابیدی بلکه در خواب بار را نظاره کنی... باز هم بغض.... و باز هم بغض... بغض هایی که قرار بود روی شانه هایش ارام گیرد... وای از این بغض.... وااااای
ما را در سایت تقدیم به تو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 99